یا علی رفتم بقیع اما چه سود؟
هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوشبویت کجاست؟
هر چه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه بی حاصل است
فاطمه حلال صدها مشکل است
من طواف سنگ کردم دل کجاست؟
راه پیمودم پس منزل کجاست؟
کعبه بی فاطمه مشتی گل است
قبر زهرا کعبه اهل دل است
یه کاری کن که می تونی
یه خونه شو تو ویرونی
از این بیشتر نپرس از عشق
نمی دونم ، نمی دونی
تو این تقویم دلمرده
کسی اشکاشو نشمرده
کجا دیدی که تنهایی
غماشو با خودش برده
یه کاری کن از این بیشتر
نیفتم تو غم آخر
نذار شمع حضور من
یه شعله شه تو خاکستر
نگو دوره ، نگو دیره
نگو این قصه دلگیره
یه عمری رفته از دستم
نیای عشق تو می میره
یه کاری کن که می تونی
یه خونه شو تو ویرونی
از این بیشتر نپرس از عشق
نمی دونم ، نمی دونی
تو این طنین دلمرده
کسی اشکاشو نشمرده
کجا دیدی که تنهایی
غماشو با خودش برده
بگویید بر گورم بنویسند زندگی را دوست داشت
ولی آنرا نشناخت
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد
وخلاصه بنویسید
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن
بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم زیبا وقشنگ
آنکه خوابیده در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد
از تن تو که میگذرم
حرفاتو باور می کنم
تو دست بارونی عشق
خستگیمو در می کنم
میون این فاصله ها
بودن تو یه نعمته
حتی اگه یه شب باشه
سفر با تو غنیمته
میون این فاصله ها
بودن تو یه نعمته
حتی اگه یه شب باشه
سفر با تو غنیمته
شب سفر یه حادثست
برای تو برای من
یه فرصت بدون شک
واسه دوباره ما شدن
آخرین جاده کجاست
عبوره یا رسیدنه
حتی دروغ ولی بگو
که این شبا مال منه
از تن تو که میگذرم
حرفاتو باور می کنم
تو دست بارونی عشق
خستگیمو در می کنم
میون این فاصله ها
بودن تو یه نعمته
حتی اگه یه شب باشه
سفر با تو غنیمته
میون این فاصله ها
بودن تو یه نعمته
حتی اگه یه شب باشه
سفر با تو غنیمته
این روزها برایت دلتنگتر از آن روزهایم، که نبودی. مثل شراب صدساله میمانی، مستـــَـت شدن سردرد میاورد، چه میشود کرد نازنین!؟
این یکی برای تو و برای دلتنگیهایم
شش تار
گیتار،
میگریاند و میبردت تا سرآغاز رویاها
تا هقهق روحهای گمگشته
که از دهانه گـِـردش میگریزد
و عنکبوتی
ستاره ای بزرگ میتند
برای شکار ِ آهی / که
درمیان سیاهی قفسهی چوبیش
اسیر است
فدریکو گارسیا لورکا
Las Seis Cuerdas
La guitarra,
hace llorar a los sueños.
El sollozo de las almas
perdidas,
se escapa por su boca
redonda.
Y como la tarantula
teje una gran estrella
para cazar suspiros,
que flotan en su negro
aljibe de madera.
Federico Garcai Lorca
این یکی هم برای تمامی آههایی که در سینه گیتار خاکگرفتهام اسیر است.
راز ِ گیتار
درمیانه میدانی گـِرد،
شش دخترک میرقصند.
سه تاشان از گوشت و استخوان
سه تایشان از جنس نقره
تماشاگرشان
رویاهای دیروز است
که
تندیس طلایی الههی تکچشم/پولیفموس
آنها را دربرگرفته.
گیتار !
فدریکو گارسیا لورکا
Adivinanza De La Guitarra
En la redonda
encrucijada,
seis doncellas
bailan.
Tres de carne
y tres de plata.
Los sueños de ayer las buscan
pero las tiene abrazadas
un Polifemo de oro.
¡La guitarra!
Federico Garcai Lorca
پ.ن.1: هر دو شعر از لورکای بزرگ است. فکر میکنم این دو قطعه از نظر غنای تشبیه بینظیرند. تشبیه جعبه صدای گیتار به چهرهی الهه ی تکچشم، تشبیه دست نوازنده به عنکبوتی که برای شکار آه، تور میتند. تشبیه همنوایی سه انگشت و سه سیم گیتار به شش دختر رقاص فضایی خارقالعاده ایجاد کرده است.
پ.ن.2: Polifemo یا Polyphemus (پولیفموس) الههای تکچشم – فرزند پوسیدون و توسا – در اساطیر یونان.
آره خوب من دیونم ولی اینو می دونم من میخوام فقط با تو بمونم
زندگی بی تو برام بی معنیه چجوری بگم یه جوارایی یعنی یه
قفسی که توش اسیرم اگه تو نیای میدونی میمیرم
می دونی دوستت دارم دیونه وار تو بیا تو بیا پیشم بمون همین یه بار
آخه از تو که چیزی کم نمی شه میدونی زندگی بی غم نمیشه
من می خوام با تو باشم رها بشم از این قفس میدونی سخت شده واسم دیگه کشیدنه نفس
ولی تو دلت هوای دیگه داشت پیش اون یکی بار نوای دیگه داشت
من گفتم شاید بمیره اون یکی یار بد دوباره تو بیای بگی منو میخوای
حالا بمیره یا که بره فرغی نمی کمنه واسم هرچی میشه بزار بشه آخه یه زمانی یارم میمرد واسم
قبلنا بهم میگفت خیلی دوستت دارم تورو حالا که پیشش میرم میگه از پیشم برو
بد بهش میگم چی شد دوستیه ما این بودش قل قرارمون تو کوچه ها
اونجا شاهد بودن همه گلایه لاله میدونی زندگی کردن بی تو برام محاله
چرا یادت نمیاد لب ساحل روی شونم بهم گفتی دوستت دارم گفتم میدونم
نمی دونم کی تموم میشه گلایه هام ولی کاش میشد یه روز برگردیو بگی منم تورو میخوام
عشق را شما چگونه تفسیر می کنید؟
How Do You Interpret Love?
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید
Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
I can’t tell the reason… but I really like you
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا”دوست دارم
You can’t even tell me the reason… how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟
How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
I really don’t know the reason, but I can prove that I love U
من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
Ok..ok!!! Erm… because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم… چون تو خوشگلی،
because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،
because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،
because you are loving,
دوست داشتنی هستی،
because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،
because of your smile,
بخاطر لبخندت،
The Girl felt very satisfied with the lover’s answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت
The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟
NO! Therefore!!
نه!معلومه که نه!!
I Still LOVE YOU…
پس من هنوز هم عاشقتم
True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره
Immature love says: “I love you because I need you”
“عشق خام و ناقص میگه:”من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
Mature love says “I need you because I love you”
“ولی عشق کامل و پخته میگه:”بهت نیاز دارم چون دوست دارم
“Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays”
“سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه”
You Think You Know Me
On This Day I See Clearly Everything Has Come To Life.
In a Place, In a Broken Dream.
And we'll leave it all, leave it all behind
On this day its so real to me
Everything has come to life
Another chance to chase a dream
Another chance to feel
Chance to feel alive
I'll never long for what might have been
Regret won't waste my life again
I won't look back
I'll fight to remain
On this day I see clearly everything has come to life
In a place, in a broken dream
And we'll leave it all behind
On this day its so real to me
Everything has come to life
Another chance to chase a dream
Another chance to feel
Chance to feel alive
Fear will kill me, all I could be
Lift these sorrows
Let me breathe, could you set me free
Could you set me free
On this day I see clearly everything has come to life
In a place, in a broken dream
And we'll leave it all behind
On this day it's so real to me
Everything has come to life
Another chance to chase a dream
Another chance to feel
Chance to feel alive
فکر میکنی که من را میشناسی
در این روز به روشنی میبینم که همه چیز حیات یافته
در مکانی، در یک رویای از بین رفته
و ما آن را ترک خواهیم کرد، آن را پشت سر خواهیم گزاشت.
هرگز آرزوی چیزی که میتوانست باشد را نمیکنم
همه چیز حیات یافته
شانسی دیگر برای دنبال کردن یک رویا
شانسی دیگر برای احساس کردن
شانسی برای احساس کردن زنده بودن (زندگی)
هرگز آرزوی چیزی که میتوانست باشد را نمیکنم
افسوس دوباره زندگیم را تباه نخواهد کرد
به عقب (گذشته) نگاه نخواهم کرد
خواهم جنگید ( اینجا زیاد واضح نیست نمیتونم بگم یعنی زمان مانده را صرف جنگ خواهم کرد یا تا به آخر خواهم جنگید)
در این روز به روشنی میبینم که همه چیز حیات یافته
در مکانی، در یک رویای از بین رفته
و ما آن را ترک خواهیم کرد، آن را پشت سر خواهیم گزاشت.
در این روز بسیار واقعی به نظرم میرسد
همه چیز حیات یافته
شانسی دیگر برای دنبال کردن یک رویا
شانسی دیگر برای احساس کردن
شانسی برای احساس کردن زنده بودن (زندگی)
ترس مرا خواهد کشت، هرچه میتوانم باشم را
اندوه را از جای برکن
بگزار تنفس کنم، میتوانی مرا آزاد کنی؟
میتوانی مرا آزاد کنی؟
در این روز به روشنی میبینم که همه چیز حیات یافته
در مکانی، در یک رویای از بین رفته
و ما آن را ترک خواهیم کرد، آن را پشت سر خواهیم گزاشت.
در این روز بسیار واقعی به نظرم میرسد
همه چیز حیاط یافته
شانسی دیگر برای دنبال کردن یک رویا
شانسی دیگر برای احساس کردن
شانسی برای احساس کردن زنده بودن (زندگی)
- وصیت نامه ی داریوش بزرگ به فرزندش خشایارشا
- آرشیو کنکورهای سراسری گروه هنر
- آرشیو کنکورهای سراسری گروه انسانی
- آرشیو کنکورهای سراسری گروه تجربی
- آرشیو کنکورهای سراسری گروه ریاضی
- آرشیو کنکور های سراسری زبان خارجه
- ۱۳۸٩/۳/٢٤
- شیوه های دستیابی به اطلاعات حساب
- تعیین موضوع
- چند نکته برای مدیران سایت جهت اضافه کردن سایت به موتورهای جستجو
- چگونگی وصل شدن به اینترنت بدون اشغال تلفن
- Outlook Express
- تفاوت http با https در امنیت اطلاعات
- نکته ای در Office 2010
- نصب ویندوز xp بصورت خودکار و سریع
- بازی عالی
- Drift قسمت دوم
- Drift قسمت اول : مقدمه , اتومبیل و اصطلاحات
- زندگی نامه آیزاک نیوتن
- سال نو مبارک (2010 میلادی)
- ترجمه های سایت های ما به زبان های دیگر
- keyword
- Download Yahoo! Messenger 9.0
- Web Master Tools
- Microsoft Windows 7 RC BT Download
- ? HTTPS
- Search Engine : Bing.com
- Google Chrome (گوگل کروم - وبگرد شرکت گوگل)
- DirectX
- آدرس IP چیست؟



